معنی واژه سبعالارض
6 بازدید
[ سَ عُلْ اَ ] (ع اِ مرکب) پرسیاوشان. (منتهی الارب) (تحفهٔ حکیم مؤمن). پرسیاوشان. سنبل. عربی آن کزبرة البئر، هندی آن راج هنس و کرچاه درنکوث، طبیعت آن مایل بگرمی و خشکی و ملطف و مخفف و محلل و منفخ و مدر و مصلح و مصطکی و شربت الزحر معروف و مشهور و تا هفت درم و از آب طبیخش تا بیست درم بدل آن جهت آلام شُش به وزنش بنفشه و منصف آن اصل السوس. (الفاظ الادویه). شعر الجن است و کزبرة البیر خوانند و آن پرسیاوشان است. (اختیارات بدیعی).