معنی واژه سبطی
11 بازدید
[ سِ ] (ص نسبی) منسوب به سبط. رجوع به سِبْط شود. || یهودی. مقابل قبطی. یکی از اسباط بنی اسرائیل : گر بمصر اندر بدی او نامدی وهم از سبطی کجا زایل شدی.مولوی. گر نبودی نیل را آن نور دید از چه قبطی را ز سبطی میگزید.مولوی. می شنیدم که درآمد قبطئی از عطش اندر وثاق سبطئی.مولوی.