معنی سبسب
6 بازدید
[ سَ سَ ] (ع ص، اِ) بیابان و زمین برابر و دور. (منتهی الارب). مفازه و زمین مستوی و دور. (از اقرب الموارد): بلد سبسب؛ شهر دور و دراز. (منتهی الارب). ج، سَباسِب : چون صرصر و نکبا در سبسب و بیدا رفتن ساخت. (سندبادنامه ص ۵۸).
کلمات همقافیه با «سبسب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سب» برای سرودن شعر