معنی سبز گردیدن
7 بازدید
[ سَ گَ دی دَ ] (مص مرکب) برنگ سبز درآمدن. سبز شدن : تا آسمان روشن شود چون سبز گردد آسمان تا بوستان خرم شود چون تازه گردد یاسمین. فرخی. رجوع به سبز شدن شود.
کلمات همقافیه با «سبز گردیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر