معنی سبزی دادن
5 بازدید
[ سَ دَ ] (مص مرکب) برنگ سبز درآمدن. سبز شدن. || روییدن آغاز کردن. رستن گرفتن. حیات نباتی پدید آمدن : اگر تخت جویی هنر بایدت چو سبزی دهد شاخ، بر بایدت.فردوسی.
کلمات همقافیه با «سبزی دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر