معنی سبزیکار
7 بازدید
[ سَ ] (نف مرکب) کشت کنندهٔ سبزی های خوردنی. آنکه انواع رستنیها و سبزیهای خوردنی کارَد. شخصی که سبزی کارَد. کشت کنندهٔ سبزیهای خوردنی. || (اِ مرکب) آنجا که سبزی کشت شود. سبزی کاری.
کلمات همقافیه با «سبزیکار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر