معنی سبزپوشی
8 بازدید
[ سَ ] (حامص مرکب) عمل سبز پوشیدن : فلک را داده سَرْوَش سبزپوشی عمامش باد را عنبرفروشی.نظامی. سبزپوشی به از علامت زرد سبزی آید بسروبن درخورد.نظامی.
کلمات همقافیه با «سبزپوشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر