معنی سبزپوش

معنی سبزپوش

7 بازدید
[ سَ ] (نف مرکب) پوشندهٔ سبز. آنکه لباس سبز در بر کرده باشد: گل همی گل گردد و سنگ سیه یاقوت سرخ زین بهار سبزپوش تازه روی آبدار.فرخی. گرد آورم سیاهی دیبای سبزپوش زنجیرزلف و سروقد و سلسله عذار. منوچهری. برون رفته چو وهم تیزهوشان ز خرگاه کبود سبز پوشان.نظامی. سبز پوشی چو فصل نیسانی سرخ رویی چو صبح نورانی نظامی. کعبه بود سبز پوش او ز چه پوشد جامهٔ احرامیان که کعبهٔ حال است.خاقانی. || کنایه از اهل بهشت. (آنندراج): سر سبزپوشان باغ بهشت بسرسبزی آراسته کار و کشت. نظامی. || [ سبزپوشان، ] کنایه از زاهدان و اهل ماتم باشد. (از برهان). || (اِخ) کنایه از حضرت خضر علیه السلام. || (نف مرکب، اِ مرکب) کنایه از رجال الغیب. (آنندراج) (انجمن آرا). || کنایه از ملائکه. (آنندراج) (انجمن آرا) (شرفنامه): عطرسایان شب بکار تواَند سبزپوشان در انتظار تواَند. نظامی (هفت پیکر ص ۱۰). نهان پیکر آن هاتف سبزپوش که خواند سراینده آن را سروش.نظامی. چو در سبزپوشان بالا رسیدم دگر جامهٔ حرص مُعْلَم ندارم.خاقانی. - سبزپوشان بهشت؛ کنایه از حوران و ملائکه است. (برهان) (آنندراج). - سبزپوشان فلک؛ کنایه از ملائکه باشد. (برهان) (آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «سبزپوش»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وش» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید