معنی سبزهٔ بهار
7 بازدید
[ سَ زَ / زِ یِ بَ ] (اِ مرکب) نام نوایی و لحنی باشد از موسیقی. (برهان) (آنندراج) (رشیدی): چون سبزهٔ بهار بود نای عندلیب چون بند شهریار بود صوت طیطوی.منوچهری. بر سبزهٔ بهار نشینی و مطربت بر سبزهٔ بهار زند سبزهٔ بهار.منوچهری. دستانهای چنگش سبزهٔ بهار باشد نوروز کیقبادی وآزادوار باشد.منوچهری. خرمتر از بهار و سراید بزیر و بم گه کینهٔ سیاوش و گه سبزهٔ بهار.ازرقی.
کلمات همقافیه با «سبزهٔ بهار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر