معنی سبزنگ
9 بازدید
[ سَ زَ ] (ص مرکب) زنگ آلود. (آنندراج). || (اِ مرکب) پورمک و قارچهای کوچک ذره بینی که از اثر هوا و حرارت مرطوب در روی مواد حیوانی و نباتی پدید می آید و آنها را فاسد و بدطعم میکند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «سبزنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر