معنی سبزرنگ
6 بازدید
[ سَ رَ ] (ص مرکب) گندم گون. اسمر. (مجموعهٔ مترادفات ص ۳۰۲): رطب سبزرنگ است کی سرخ گردد که آب مه و ماه آبی نبیند.خاقانی.
کلمات همقافیه با «سبزرنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر