معنی سبزآرنگ
7 بازدید
[ سَ رَ ] (اِ مرکب) نام لحنی است از مصنفات باربد. شیخ عطار در صفت غلام خوش صوت گفته : چو سبزآرنگ بر میداشت آواز بقولش مرغ کرد آهنگ پرواز چو بود آواز سبزآرنگ گلزار شد آخر سبزه در سبزه پدیدار.(از آنندراج). || (ص مرکب) سبزرنگ. (آنندراج): بگفت این و کشید از زیر بستر چو برگ بید سبزآرنگ خنجر. جامی (از آنندراج). زآن خردمند سرو و سبزآرنگ خواست تا از شکر گشاید تنگ. نظامی (هفت پیکر ص ۱۹۷).
کلمات همقافیه با «سبزآرنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر