معنی سبدچین
16 بازدید
[ سَ بَ ] (اِ مرکب) بمعنی پساچین و آن بقیه و تتمهٔ میوه و انگوری بود که در آخرهای فصل میوه در باغها و درختها بجا مانده باشد. (برهان) (آنندراج). بقیهٔ انگور باشد که جای جای مانده باشد. (صحاح الفرس) (لغت فرس اسدی). آن باقیات انگور و میوه که جابجا در باغ مانده باشد. (شرفنامهٔ منیری): مغ از نشاط سبدچین که مست خواهد شد کند برابر چرخشت خشت بالینا. عمارهٔ مروزی. حسود شاه را در باغ امید نمانده ست از ثمر غیر از سبدچین. شمس فخری.
کلمات همقافیه با «سبدچین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر