معنی سبحهدار
7 بازدید
[ سُ حَ / حِ ] (نف مرکب) ذاکر. (شرفنامهٔ منیری). عابد و متذکر. (ناظم الاطباء). || مستغفر. (شرفنامهٔ منیری).
کلمات همقافیه با «سبحهدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر