معنی سبحلل
6 بازدید
[ سَ بَ لَ ] (ع اِ) دختر. (منتهی الارب). سِبَحْل. (اقرب الموارد). || خیک ضخیم. (منتهی الارب). سبحل. [ سِ بَ ] . (اقرب الموارد). و رجوع به سبحل شود.
کلمات همقافیه با «سبحلل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لل» برای سرودن شعر