معنی سبات
5 بازدید
[ سُ ] (ع اِ) خواب. (اقرب الموارد). خواب سبک و خفی یا ابتدای خواب در سر تا که بدل رسد. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || (ص) مرد زیرک. (ناظم الاطباء). زیرک از مردان. (از اقرب الموارد). || (اِ) روزگار. (منتهی الارب). دهر. (اقرب الموارد). زمانه. (غیاث). || راحت و آسایش. (مهذب الاسماء) (کشاف اصطلاحات الفنون) (غیاث) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || نام مرضی است. (غیاث). نام بیماری در سر. (ناظم الاطباء). و در تداول طب عبارتست از سیلان خلط یا بالا رفتن بخار در حواس تصرف کند و آن دو نوع است آنکه کسالت و کندخاطری و فتور خواب همراه بود و آن سبات نام دارد. (تذکرهٔ ضریر انطاکی). - ابناسبات؛ شب و روز. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «سبات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر