معنی سبا
5 بازدید
[ سَ ] (اِخ) نام شهر بلقیس بنت هدهاد در بلاد یمن و یمنع. (آنندراج) (منتهی الارب). نام شهری است که بلقیس پادشاه آن شهر بود. (برهان). نام شهر بلقیس که در نکاح حضرت سلیمان علیه السلام آمده بود. و در ملک یمن است در اقلیم اول. (غیاث). زمینی است به یمن و شهر آن «مأرب» و بین آن و صنعاء صدروزه راه بود. (معجم البلدان). اسم مملکتی است در اشعیا ۴۳:۳ که در مزامیر ۷۲:۱۰ سبا خوانده شده است و در افریقا در شمالیِ بلاد حبش واقع میباشد. یوسیفن گوید که سبا همان میروی میباشد که در نوبیا است لکن معلوم است که این اسم مقاطعهٔ معتبر و باوسعتی در کنار دریای قلزم بوده است و در سایر جاها شبا مذکور است. یونانیان ساکنان شبا و سبا را سبئین میگفتند. اما لفظ شبا و سبا در زبان عبرانی تفاوت کلی دارد. اما سبا یا سباء که در کتاب اول پادشاهان ۱۰:۱۰ و ۴ و ۱۱ و ۱۳ و دوم تواریخ ایام ۹:۱ و ۳ و ۹ و کتاب ایوب ۶:۱۹ در عبرانی شبا میباشد و با وجودی که سبا نوشته شده است قصد از بلاد دیگری است. رجوع به شبا شود. (قاموس کتاب مقدس). شهرکی است با نعمت و مردم بسیار. (حدود العالم): با پیغمبر خدا من بر زمین سبا بودم و سبا در یمن است. (قصص الانبیاء ص ۱۶۴). و چون عرب از زمین سبا بگریختند از سیل العرم... (مجمل التواریخ ص ۱۷۴). پس بلقیس بود که از زمین سبا هدهد خبر از سلیمان آورد. (مجمل التواریخ و القصص ص ۲۱۰). درست گویی صدر الزمان سلیمان بود صبا چو هدهد و محنت سرای من چو سبا. خاقانی. || (اِ) در شعر زیر مقصود هدهد است : چون باز و چرغ چرخ همی داردم به بند گر در حذر غرابم و در رهبری سبا. مسعودسعد (دیوان چ رشید یاسمی ص ۱).[ سَ ] (اِخ) لقب یشحب بن یعرب بن قحطان بن هود النبی علیه السلام که نام او عبدالشمس است یا عامر و اکثر قبایل یمن به وی منتهی میشود. (منتهی الارب) (آنندراج). نام مردی است که ده قبیله از قبایل عرب از ده فرزند او بوجود آمده و چهار نفر بطرف چپ حرکت کردند و پدربزرگ چهار قبیلهٔ لخم، جذام، غاملة و غسان بوده اند و شش نفری بسوی راست حرکت کرده اند و جد ازد، کنده، حمیر، اشعریون، انمار و مدحج بوده اند. (الانساب سمعانی ص ۶).[ سَ ] (اِخ) نام پدر عبداللََّه که منسوبند به وی سبائیه از غُلاة شیعه که نسبت الوهیت بحضرت علی بن ابی طالب کرم اللََّه وجهه میکنند. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به سبائیه شود.[ سَ بْ با ] (اِخ) آبی است متعلق به بنی سلیم. (معجم البلدان).[ سَ بْ با ] (اِخ) آبی است در سرزمین فزاره. (معجم البلدان).[ سَ بْ با ] (اِخ) نام کوهی است. (معجم البلدان).[ سَ ] (اِخ) المنصور. رجوع به ابوحمیر سبا المنصور شود.
کلمات همقافیه با «سبا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «با» برای سرودن شعر