معنی واژه سایگی
6 بازدید
(اِ) ظاهراً مصحف ساتگی. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). قدح و پیالهٔ شراب خوری. (آنندراج) (برهان). || کلاغ. (برهان).[ یِ ] (اِ) نام میوه ای. (آنندراج) (بهار عجم): سایگی از پرتو مجلس بتاب سایه همی جست در آن آفتاب. میرخسرو (از آنندراج).[ یَ / یِ ] (حامص) سایه و ظل. سایه داری. (ناظم الاطباء).