معنی ساکر
6 بازدید
[ کِ ] (ع ص) ساکن. (قطر المحیط). آرمیدهٔ بی باد. (ناظم الاطباء). - لیل ساکر؛ شب ساکن که در آن باد نیست. و رجوع به ساکرة شود.(اِ) بحر در اصطلاح هندوان و «سمدر» بهمین معنی است. (ماللهند ص ۸۵ س ۲۲).
کلمات همقافیه با «ساکر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کر» برای سرودن شعر