معنی ساکب
5 بازدید
[ کِ ] (ع ص) ریزان. (منتهی الارب) (شرح قاموس). سَکوب. سَیکَب. (شرح قاموس). ریزنده. فروریزنده (آب یا اشک): دمع ساکب؛ اشکِ ریزان. (منتهی الارب). ماء ساکب؛ آب ریزان. (منتهی الارب) (اقرب الموارد): فتاد آنگهی چشم من بر قوافل عیون غرقه در خون والدمع ساکب. حسن متکلم.
کلمات همقافیه با «ساکب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کب» برای سرودن شعر