معنی ساوهشاه
6 بازدید
[ وَ ] (اِخ) نام پادشاهی ترک : و درهنگام ساوه شاه ترک که بر در هری آمد کنارنگ پیش او شد بجنگ و ساوه شاه را بنیزه بیفکند. (مقدمهٔ شاهنامهٔ ابومنصوری از سبک شناسی بهار ج ۲ ص ۶). بیامد ز راه هری ساوه شاه ابا کوس و پیلان و گنج و سپاه.فردوسی. و رجوع به مجمل التواریخ و القصص ص ۷۶ و ۷۷ و تاریخ گزیده ص ۱۲۰ و سابه و شابه و ساوه شود.
کلمات همقافیه با «ساوهشاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر