معنی ساوجبلاغ
7 بازدید
[ وَ بُ ] (اِخ) دهی است از دهستان گرم بخش ترک شهرستان میانه. در ۲۳ هزارگزی خاور بخش و ۹ هزارگزی شوسهٔ خلخال به میانه واقع شده است. هوای آن معتدل و دارای ۱۷۳ تن سکنه است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود، محصول آن غلات، حبوب و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴). ولایتی است که در اوان سلاجقه مال به ری میداده و در عهد مغول سوی شده. هوای بغایت خوب دارد. اکثر آبش از قنوات است، دارای میوه و غلهٔ بسیار می باشد و نانش در غایت نیکویی و حقوق دیوانی او دوازده هزار دینار مقرر است و مردم آنجا چون اکثر صحرانشین اند مقید بمذهب نیستند و از اعظم قرای آنجا خراو و نجم آباد و سنقرآباد است و در سنقرآباد سادات عالی نسب و حسب اند و الحال خراب است. (نزهة القلوب چ لیدن ص ۶۳).[ وَ بُ ] (اِخ) از شمال محدود است بطالقان و کوههای فشند و از مشرق به ارنگه و غار و از جنوب بشهریار و از مغرب بقزوین. ساوجبلاغ را میتوان بسه قسمت تقسیم کرد، قسمت شمالی عبارت است از دامنهٔ کوههای طالقان و فشند و قسمت وسطای آن دامنه و جلگه است و از آبهای کوههای القادر و رود القادر که در جنوب واقع است. آب و هوای قسمت شمالی سرد و دو قسمت دیگر نسبةً معتدل تر است. رودهای مهم آن در قسمت شمال یکی رود کردان است که از کوه طالقان سرچشمه گرفته بطرف جنوب غربی جاری میشود و شعب متعدد دارد. این رودخانه از قریهٔ کردان گذشته جادهٔ تهران بقزوین را در مشرق ینگی امام قطع میکند و به خررود قزوین میرسد. دیگری رود القادر که از شمال غربی بجنوب شرقی جاری است و از شهریار می گذرد و در پشاپویه به کرج ملحق میشود و در ساوجبلاغ از آن استفاده میشود. محصولات قسمت شمالی سردسیری و انواع میوه جات و در قسمت وسطی غلات و انگور، در قسمت جنوب غلات و انگور. عدهٔ قرای آن ۱۵۶ و اغلب قدیمی و جمعیت آن در حدود ۳۰۰۰۰ تن است. مرکز آن قریهٔ کرج است که در ساحل غربی رود کرج واقع شده و بواسطهٔ حاصلخیزی زمین و موقعیت آن و قرار گرفتن آن در سر راه تهران و قزوین مدرسهٔ فلاحت در آن بنا شده است. (جغرافیای سیاسی کیهان صص ۳۶۴ -۳۶۵).[ وَ بُ ] (اِخ) دهی است از دهستان مشکین باختری بخش مرکزی شهرستان خیاو واقع در ۱۸ هزارگزی باختر خیار و یک هزارگزی شوسهٔ خیاو به اهر. هوای آن معتدل، و دارای ۱۴۴ تن سکنه است. آب آنجا از چشمه و مشکین چای تأمین میشود. محصول آن غلات، حبوب، پنبه، و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «ساوجبلاغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اغ» برای سرودن شعر