معنی ساوان
7 بازدید
(اِ) غله ای است هندی که فارسی آن ساماخ است. (الفاظ الادویه).(اِخ) دهی است از دهستان شوی بخش بانهٔ شهرستان سقز که در ۱۵ هزارگزی شمال بانه و ۵ هزارگزی شمال خاور خشکه واقع شده است. هوای آن سرد و دارای ۳۷۰ تن سکنه است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود و محصول آن غلات، توتون، کتیرا و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).(اِخ) دهی است از دهستان منگور بخش حومهٔ شهرستان مهاباد (این ده را سبلان نیز گویند). در ۶۲ هزارگزی جنوب باختری مهاباد و ۱۸ هزارگزی باختر شوسهٔ مهاباد به سردشت واقع است. هوای آن سرد و دارای ۶۵ تن سکنه است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود و محصول آن غلات، توتون، حبوب و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «ساوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر