معنی ساهف
9 بازدید
[ هِ ] (ع ص) سخت تشنه. (منتهی الارب). || تشنه یا آنکه او را در وقت جان دادن تشنگی غالب باشد. || هلاک شونده. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || رجل ساهف الوجه؛ گونهٔ برگردیده روی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ساهف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هف» برای سرودن شعر