معنی سام ابرص

معنی سام ابرص

7 بازدید
[ سام مِ اَ رَ ] (ع اِ مرکب)بتشدید میم، کریاس، و در خلاصه گفته که وی سوسمار است. (بحر الجواهر) (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). نوعی از چلپاسه هم هست و آن را سام ابرص گویند و او بیشتر در باغها میباشد و موذی نیست و ماترنگ نیز خوانندش، گرم و خشک است و چون بشکافند و برگزندگی عقرب نهند نافع باشد. (برهان ذیل سام). اسم وزغهٔ برّیست و وزغهٔ بلدی مسمی بچلپاسه است و او کوچکتر از چلپاسه و شبیه به حردون و با نقطه های سیاه و بسمیهٔ چلپاسه نیست و ملاقات خون او بر بدن مورث برص است در سیم گرم و خشک و ضماد کوبیدهٔ او بر اعصاب جاذب پیکان و خار و رافع ثألیل و تضمید خشک او بردندان کرم زده مسکن الم چون شکافته بر موضع گزیدهٔ عقرب بگذارند درد را ساکن کند و طلای خشک او با روغن زیتون جهت رویانیدن موی و رفع احتباس بول و قطور زبل و خون و بول او در احلیل به اندک مشک جهت رفع فتق بسیار مؤثر است و همچنین جلوس در طبیخ او همین اثر دارد و خوردن او مورث سل و امراض ریه و مصلحش شربت ریباس و امثال آن است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). <۵۳۰۶۴۰۰۹۰۱۱۳۳۵۹۰۱>...

کلمات هم‌قافیه با «سام ابرص»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رص» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید