معنی سامره

معنی سامره

7 بازدید
[ مَ رْ رَ ] (اِخ) شهری است بین بغداد و تکریت بر شرقی دجله. سامرا مقصود سر من رأی است و سامراء شاهد آن قول بحتری است: و أری المطایا لا قصور بها عن لیل سامرّاء تذرُعهُ. و ابوسعد گفته است سامراء شهری است بر بالای بغداد و در سه فرسخی بالای بغداد و سامراء مخفف سر من رأی است و در اقلیم چهارم قرار گرفته و دارای ۶۹ و دو سوم درجه طول و ۳۷ و یک ششم درجه عرض. در آنجا سرداب معروفی است که مردم شیعه معتقدند مهدی قائم از آنجا خارج میشود.عده ای گفته اند شهری است که بوسیلهٔ سام بناشده و در فارسی سام راه خوانده شده است و حمزهٔ اصفهانی گفته است که سامراء شهری است قدیمی از شهرهای فارس که پس از چندین دفعه خرابی در سال ۲۲۱ هـ . ق. معتصم خلیفهٔ عباسی در آنجا نزول و بعمران آنجا پرداخت در مجلسی سرور من رأی نامیده شده پس کلمه مختصر و سر من رأی گردیده و بعد ازآنکه خراب شد ساء من رأی نامیده و اختصاراً بصورت سامراء در آمده است. در آنجا بوسیلهٔ رشید نهری حفر گردیده و آن را قاطول نامیده اند معتصم نیز در آنجا قصری بناکرده است. قبر امام علی بن محمدبن علی بن موسی بن جعفر و پسرش حسن بن علی عسکرین در آنجاست و از خلفا، قبر واثق و متوکل و پسرش منتصر و برادرش معتز و مهتدی و معتمدبن متوکل در آنجاست. (معجم البلدان در ذیل سامراء). صاحب نزهة القلوب آرد: از اقلیم چهارم است، بر جانب شرقی دجله افتاده است و باغات و بعضی عمارات و قرای آن بر جانب غربی است. طولش از جزایر خالدات «عط نج» و عرض از خط استوا «لده» در اول شاپور ذوالاکتاف ساخته بود و چون به نسبت آب و هوا خوشترین بلاد عراق بود آن را «سرمن رأی» خوانده اند. بعد از خرابیش امیرالمؤمنین المعتصم باللََّه، محمدبن هارون الرشید (رضعهما) تجدید عمارات آن شهر کرد و دارالملک ساخت و بمرتبه ای رسانید که هفت فرسنگ طول عمارت و احوالش آن بود، و در عرض یک فرسنگ. و فرمود تا بتوبرهٔ اسپان او خاک آوردند و تلی ساختند و آن را تل المخالی خوانند، و برآنجا کوشکی بلند ساخت. و در سامره مسجدجامعی عالی بناکرد، و کاسه ای سنگین که دورش بیست و سه گز در علو هفت گز و حجم نیم گز، یکپاره در میان آن مسجد بنهادند، آن را کاسه فرعون خواندندی، و در آن حدود زیادت از سی فرسنگ چنان سنگ نیست. و در آن مسجد مناری ساخت ببلندی صد و هفتاد گز چنانکه ممرش از بیرون بود و بدین صورت منار پیش از او کس نساخته بود. و در پیش مسجد قبر امام معصوم علی النقی نوادهٔ امام علی بن موسی الرضا (عم) و از آن پسرش امام حسن عسکری (رضعهما). و متوکل خلیفهٔ عباسی در سامره عمارات افزود بتخصیص کوشکی عالی بناکرد که در ایران زمین از آن عظیم تر عمارت نبود و بنام خود جعفریه خواندی، اما بشومی آنکه قبر امیرالمؤمنین حسین بن علی (رضعهما) را خراب کرد و مردم را از مجاور شدن بر آنجا مانع شد بعد از او آن کوشک بشکافتند، چنانکه اثرش بکلی ناچیز شد، اکنون از سامره مختصری معمور است. (نزهة القلوب ص ۴۴). رجوع به تاریخ گزیده ص ۳۱۹، ۳۲۰، ۳۲۳، ۳۲۶، ۳۳۱ و ۳۳۳ شود. شهری است به عراق، بر مشرق دجله و سواد و کشت و برز وی بر مغرب دجله است. (حدود العالم).
[ مِ رَ ] (اِخ) شهر مشهور معروفی است در فلسطین وسطی بانیش عمری شهریار آل اسرائیل بود و سامره همان سبطیه میباشد که بمسافت ۳۰ میل بشمال اورشلیم و ۶ میل بشمال غربی شکیم مانده، واقع است. اطرافش با تلهایی احاطه شده است که قطر هر یک تخمیناً ۶ میل میباشد و تل سبطیه در طرف شرقی این محل واقع و ۱۵۴۳ قدم از سطح دریا مرتفعتر و دراز شکل و اطرافش سرازیر میباشد. اما حدود سامره در عهد جدید شامل اراضی میشد که از شمال فیمابین جلیل و از جنوب در میانه یهودیه واقع و حدودش از بیسان تا جنین و کفرازان که حدود شمالی منسنی میباشد امتداد مییافت و بیسان و وادی یزرعیل در بدوالامر جزو املاک سامره بودند لکن بعد از آن در تحت تصرف یهود درآمده و حدود جنوبیش علی الظاهر از وادی دیر بلوط تا رأس العین و بروکین بود. اما در مسئله تعیین اهل و نسب سامریان بعد از اسیری علما بهیچ وجه اتفاق ندارند و معلوم نیست که آیا همگی بیگانه بودند یا بیگانگانی که با اسرائیلیان خویشی مینمودند اما دور نیست که مخلوط بوده اند زیرا که امکان دارد که تمام اهالی را به آشور برده باشند. (از قاموس کتاب مقدس).
[ مِ رَ ] (اِخ) گروهی است از اسرائیلیان و از ایشان است سامری. || قومی است از یهود که در بعضی احکام با ایشان مخالفت دارند. (منتهی الارب) (آنندراج). رجوع به سامِرَه شود.
[ مِ رْ رَ ] (اِخ) قریه ای است بین مکه و مدینه. (معجم البلدان).
[ مِ رَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ماهیدشت، بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان واقع در ۸ هزار و پانصدگزی جنوب خاور ماهیدشت و کنار راه فرعی ماهیدشت بفیروزآباد، هوای آن سرد و دارای ۸۵۰ تن سکنه است. آب آنجا از رودخانهٔ سرک تأمین میشود. محصول آن غلات، حبوبات، دیم، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری. تابستان از راه فرعی اتومبیل می توان برد. در دو محل طرفین رودخانه سرک واقع است سکنه علیا ۶۵۰ تن و سفلی ۲۰۰ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).

کلمات هم‌قافیه با «سامره»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ره» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید