معنی سالیون
6 بازدید
[ لِ ] (اِ) تخم کرفس کوهی است. (برهان) (آنندراج) (شرفنامهٔ منیری) (الفاظ الادویه). اسم یونانی کرفس را گویند، رستنی باشد معروف. (برهان) (تحفهٔ حکیم مؤمن). تخم کرفس کوهی است اما در کتب طبی فطراسالون گفته و صحیح همین است و یونانی است و فطرا بمعنی کرفس است و سالیون کوه. (رشیدی) (آنندراج). || جعفری. (سبزی خوردن). || تخم جعفری کوهی. (استینگاس).
کلمات همقافیه با «سالیون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر