معنی سالوس ورزیدن
6 بازدید
[ وَ دَ ] (مص مرکب) مکر کردن. حیله کردن. ریا کردن : گرچه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود تا ریا ورزد و سالوس مسلمان نشود. حافظ.
کلمات همقافیه با «سالوس ورزیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر