معنی سالنامه
6 بازدید
[ مَ / مِ ] (اِ مرکب) نامه ای که در آن وقایع سال نویسند. تقویم. (استینگاس). کتابی که در آن وقایع سال را مینویسند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «سالنامه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر