معنی سالم سمرقندی
7 بازدید
[ لِ مِ سَ مَ قَ ] (اِخ) از مشاهیر شعرا و علما است. او از ملازمان الغ بیک و بسیار بی پروا بود و به این سبب از سمرقند اخراج گردید و بهرات رفت و در همانجا وفات یافت. او راست: ما سیه بختیم و بد روزیم و خرمن سوخته شمع مقصودی بغیر خود شبی نفروخته. (قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «سالم سمرقندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر