معنی سالمی
6 بازدید
[ لِ ] (ص نسبی، اِ) دیناری است منسوب به امیریلبغای سالمی. رجوع به کتاب النقود ص ۷۱ و۱۴۷ شود.[ لِ ] (اِخ) مولانا... از مردم نیک ملک عراق است، و در خراسان فضایل بسیار کسب کرد. اول بشعر مشغول گردید و در آخر بمعما و خط کوشید و اکثر سازها را خوب نواخت و در موسیقی کارهای نیک ساخت. هم سلامت نفس دارد و هم استقامت طبع، این مطلع از او است: چنان بصورت آن آفتاب حیرانم که تیغ اگر زندم چشم خود نپوشانم به اسم «امان» این معما از اوست: نگارم اشارت بلب میکند اگر دیده نامش طلب میکند. رجوع به مجالس النفایس ص ۶۶ و ۲۳۸ شود.[ لِ ] (اِخ) دهی است از دهستان خنازه بخش شادگان شهرستان خرمشهر واقع در ۲هزارگزی جنوب شادگان و کنار راه فرعی اتومبیل رو شادگان به آبادان هوای آن گرم و دارای ۴۰۰ تن سکنه است. آب آنجا از رودخانهٔ جراحی تأمین میشود. محصول آن غلات، خرما، و شغل اهالی زراعت و تربیت نخل و حشم داری و صنایع دستی آنان عبا و حصیربافی است. راه آن در تابستان اتومبیل رو است. ساکنان از طایفه سوالم هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ لِ ] (اِخ) ابوعبداللََّه، احمدبن محمدبن سالم. یکی از شیوخ طریقت در مئهٔ ششم شاگرد سهل بن عبداللََّه تستری. مولد و منشأ او شهر بصره است و ظاهراً در حدود ۲۸۰ وفات یافته است. رجوع به ابوعبداللََّه شود.[ لِ ] (اِخ) (۱۳۳۲ هـ . ق.). ابومحمد عبداللََّه ابن حمیدبن سلوم السالمی الاباضی. فقیه متبحر. از چشم کور بود مولد و وفاتش عمان است. او راست: ۱- جوهر النظام فی علمی الادیان و الاحکام. ۲ -تحفة الاعیان فی تاریخ عمان. ۳ -شرح المسند الصحیح للربیع الفراهیدی. ۴ -طلیعة الشمس. ۵ -الفقیه فی اصول الفقه. ۶ -شرح طلعةالشمس. ۷ -بهجة الانوار. ۸ -انوار العقول. ۹ -بلوغ الامل. ۱۰ -منظومة فی احکام الحمل فی الاعراب و غیرذلک. (زرکلی از جوهر نظام ص ۵۵۴). و رجوع به معجم المطبوعات ج ۱ ص ۹۹۵ و عبداللََّه بن حمید... شود.
کلمات همقافیه با «سالمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر