معنی سالماً غانماً
6 بازدید
[ لِ مَنْ نِ مَنْ ] (ع ق مرکب) در آن حال که سلامت باشد و غنیمت آرنده بود. (غیاث) (آنندراج): و سالماً غانماً تا نزدیک یاران آمد. (ترجمهٔ اعثم کوفی ص ۸۱). سالماً غانماً با دارالملک غزنه آمد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی).
کلمات همقافیه با «سالماً غانماً»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اً» برای سرودن شعر