معنی سالفة
7 بازدید
[ لِ فَ ] (ع ص) مؤنث سالف. رجوع به سالف شود. ایام گذشته. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد): خلق را در دزدی آن طایفه مینمود افسانه های سالفه.مولوی. || (اِ) گردن اسب و پیش گردن آن. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || کرانهٔ گردن از جای آویختن گوشواره تا مغاک چنبر. (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «سالفة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر