معنی سالدیده
5 بازدید
[ دی دَ / دِ ] (ن مف مرکب) معمر و پیر و آنکه بر وی سال بسیار گذشته باشد. پیرمرد مجرب. (ناظم الاطباء). پیرمردانی که پیری زیاد پشت سر گذاشته باشند. (استینگاس).
کلمات همقافیه با «سالدیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر