معنی سالبة

معنی سالبة

6 بازدید
[ لِ بَ ] (ع ص) سالبه. مؤنث سالب. رجوع به سالب شود. || و به اصطلاح علم منطق قضیه بر دو قسم است: ۱ -قضیهٔ سالبهٔ جزئیه ۲ -قضیهٔ سالبهٔ کلیه. قضیه سالبهٔ جزئیه: جمله ای است که در آن نفی بعض باشد چنانکه بعض الحیوان لیس بانسان. قضیه سالبهٔ کلیه: جمله ای که در آن نفی کل باشد مثل لاشی ء من الانسان بحجر. رجوع به قضیه شود.
[ لِ بَ ] (اِخ) ابن ابراهیم بن ملک الممنع . پیری عظیم الشان و رفیع الحال بود و در خدمت شیخ ابومسلم الفسوی تربیت شده. و شیخ ابوالحسن علی بن خواجه کرمانی را ملاقات و با شیخ اباعبداللََّه محمدبن علی مصاحبت داشت و خانقاه خود را در کوار قرار داد و مدت سی سال در آنجا کسانی را که بخانقاه می آمدند طعام میخورانید رحمة اللََّه علیهم. (شدّالازار ص ۱۸۰ و۱۸۱) (نامهٔ دانشوران ج ۳ ص ۹۰). و عدهٔ زیادی از علماء و صالحین با او مجاورت داشته اند. در او فتوت و نشاط فراوان بود. او در سال ۴۷۳ هـ . ق. فوت کرده و در خانقاه خود او را دفن کرده اند.

کلمات هم‌قافیه با «سالبة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید