معنی سالار پرده
7 بازدید
[ رِ پَ دَ / دِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) حاجب. دربان. حاجب بزرگ : چو سالار پرده سپهبد بدید رها کردنش هیچگونه ندید. (شاهنامه چ بروخیم ج ۱ حاشیه ص ۲۳۱). رجوع به سالاربار و سالار شود.
کلمات همقافیه با «سالار پرده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر