معنی سالارآباد

معنی سالارآباد

8 بازدید
(اِخ) دهی است از دهستان فعله گری بخش سنقر کلیائی شهرستان کرمانشاهان. واقع در ۲۶هزارگزی شمال سنقر و ۴هزارگزی شمال بشیرآباد. هوای آن سرد و دارای ۳۵۰ تن سکنه است. آب آنجا از دره محلی تأمین میشود. محصول آن غلات، حبوب، توتون، شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان قالیچه، جاجیم، پلاس بافی و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
(اِخ) دهی است از دهستان بیلوار بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان واقع در ۱۲هزارگزی باختر زربانی و ۲ هزارگزی جنوب راه فرعی موزبانی به کرمانشاه. هوای آن سرد و دارای ۳۲۰ تن سکنه است. آب آنجا از رودخانهٔ رازآوری تأمین میشود و محصول آن غلات، توتون، چغندر قند، حبوب و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان گلیم و جاجیم بافی است. در فصل خشکی بدانجا اتومبیل میتوان برد و تپه ای از آثار قدیم در آنجا وجود دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
(اِخ) دهی است از دهستان ییلاق بخش قروهٔ شهرستان سنندج واقع در ۵۴هزارگزی شمال باختری قروه. هوای آن سرد و دارای ۱۸۰ تن سکنه است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود محصول آن غلات، حبوب، دیم، لبنیات جزئی، قلمستان و میوه جات است. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. در تابستان اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیای ایران ج ۵).
(اِخ) دهی است از دهستان خالصه بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان واقع در ۱۸هزارگزی شمال باختری کرمانشاهان و ۱هزارگزی جنوب شوسهٔ روانسر. هوای آن سرد است و دارای ۴۰ تن سکنه میباشد. آب آنجا از رودخانه قره سو تأمین میشود. محصول آن غلات، حبوب دیمی، شغل اهالی زراعت و راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
(اِخ) دهی است از دهستان بالا شهرستان نهاوند واقع در ۱۵هزارگزی جنوب خاوری نهاوند و ۴هزارگزی جنوب راه شوسهٔ نهاوند بملایر. هوای آن سرد و دارای ۷۰ تن سکنه است. آب آن از رودخانهٔ خرچنگ رود تأمین میشود. محصول آن غلات، حبوب، چغندر، توتون کنجد، انگور، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است این ده را محمودآباد نیز میگویند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).

کلمات هم‌قافیه با «سالارآباد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید