معنی سالاد
5 بازدید
(فرانسوی، اِ) غذایی مرکب از کاهو و سرکه و روغن زیتون و جز آن که در سر سفره یا میز گذارند.(فرانسوی، اِ) نوعی کلاه خود سبک که جنگجویان اروپائی از قرن پانزدهم تا هفدهم آن را بر سر می نهادند.(اِخ) یکی از ایالات مجارستان بطول ۱۵۰ و بعرض ۲۰ هزارگز و مرکز آن «ساله آیرس» است. رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
کلمات همقافیه با «سالاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر