معنی ساق حر
7 بازدید
[ قِ حُ رر ] (اِ مرکب) قمری نر. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب). نر از فاخته هاست بواسطهٔ آنکه حکایت صدای او ساق حر است. (شرح قاموس). فاختهٔ نر. (ناظم الاطباء). ذکر القماری. (قطر المحیط). || قمری بچه. (دهار). || کبوتر است و حِرّ فرخ اوست. (شرح قاموس). کبوتر است و بچهٔ آن. (منتهی الارب) (آنندراج). کبوتر نر. (دهار) (مهذب الاسماء). || وَرَشان و آن مرغی است مانند کبوتر و وحشی است. حَیْذَوان یا حَیذُوان.
کلمات همقافیه با «ساق حر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حر» برای سرودن شعر