معنی واژه ساقور
5 بازدید
(ع اِ) گرمی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). آهنی است که بدان خر را داغ کنند. (منتهی الارب). آهنی است که در آتش می تابند و اسب و شتر و امثال آن را با آن داغ و نشان می نهند. (احمد بهمنیار، در تعلیقات تاریخ بیهق ص ۳۳۶). || نوعی زخم و جراحت : در هر ولایتی آفتی و مرضی بود زشت. در ولایت دهستان، ساقور خیزد و آن ریشی بود پلید. (تاریخ بیهق ص ۳۱). و این تسمیه ظاهراً بطریق و بسبب مشابهت است. (بهمنیار، تعلیقات همان کتاب ص ۳۳۶).