معنی ساقری سوخته
6 بازدید
[ تَ / تِ ] (اِ مرکب) قسمی چرم گرانبها. سختیان. پرنداخ. کیمخت. رجوع به ساغری سوخته شود.
کلمات همقافیه با «ساقری سوخته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر