معنی ساقدوشی کردن
6 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) (... با کسی یا چیزی) برآمدن. برابری کردن. برابر بودن. همسنگ بودن. لاف همسری زدن. توازی : ید بیضا به ساعد خوبان ساقدوشی نمی تواند کرد. معصوم کاشی (از آنندراج) (بهارعجم).
کلمات همقافیه با «ساقدوشی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر