معنی سافیة
7 بازدید
[ یَ ] (ع ص، اِ) تأنیث سافی. باد که گرد آورد. ج، سوافی. (مهذب الاسماء). و ج، سافیات : اصاروا الجوّ قبرک و استنابوا عن الاکفان ثوب السافیات. ؟ (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۱۹۲).[ یَ ] (اِخ) شهری است در جنوب بحرالمیت. (نخبة الدهر دمشقی ص ۲۱۳).
کلمات همقافیه با «سافیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر