معنی سافو
6 بازدید
[ فُ ] (اِخ) شاعرهٔ نامداری از یونان باستان که در اوائل قرن ششم پیش از میلاد مسیح در قصبهٔ ارسوس در جزیرهٔ لسبوس بدنیا آمد. وی از یک خاندان اشرافی بود و ابتدای زندگانی را در میتیلن گذرانید. ولی بعلت حوادث سیاسی مدتی از طرف پیتاکوس به سیسیل (صقلیه) تبعید شد. بموجب روایات افسانه ای وی دل به فانون باخت و بعلت بی مهری معشوق خود را از فراز صخرهٔ لوکاد (لوقاده) بزیر انداخت و جان سپرد او ستایشگر مهر و زیبائی و شادی و اندوه و هوس بود و آثار وی در نُه کتاب گرد آمده بود و اینک از آنجمله دو منظومهٔ کامل و ابیات پراکنده ای بدست است. زندگانی شاعرانهٔ سافو موضوع آثار هنری متعدد در هنر و ادب اروپا قرار گرفته و داستانها و نمایشنامه ها و نغمه ها و اشعار و مجسمه ها و تصاویر فراوانی از وی پرداخته اند که از آن میان داستان معروفی از آلفونس دوده را باید نام برد.
کلمات همقافیه با «سافو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فو» برای سرودن شعر