معنی سافن
6 بازدید
[ فُ ] (اِخ) سردار کارتاژی (قرطاجنی) که بسال ۴۵۰ ق . م. به اسپانیا تاخت و بنیاد تسلط کارتاژ (قرطاجنه) را در آن سرزمین استوار گردانید.
کلمات همقافیه با «سافن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فن» برای سرودن شعر