معنی ساغر نوشیدن
6 بازدید
[ غَ دَ ] (مص مرکب) شراب خوردن. (آنندراج) (استینگاس). باده نوشیدن. باده کشیدن. پیمانه زدن. پیمانه پیمودن. پیاله خوردن. شراب زدن. شراب نوشیدن. صراحی کشیدن. قدح پیمودن. قدح زدن. می زدن. می نوشیدن. می کشیدن : ز دمسردی واعظان پرمجوش غفور است یزدان، تو ساغر بنوش. ظهوری (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «ساغر نوشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر