معنی ساغر به سر کشیدن
6 بازدید
[ غَ بِ سَ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) ساغر بر سر کشیدن. ساغر بر تارک شکستن. ساغر بر تارک کشیدن. (آنندراج): خرم کسی که ساغر وحدت بسر کشید خود را از این جهان بجهان دگر کشید. محمد اسحاق شوکت (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «ساغر به سر کشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر