معنی ساغر بر سر کشیدن
7 بازدید
[ غَ بَ سَ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) ساغر بر تارک شکستن. (آنندراج). تا ته جام نوشیدن. با اشتیاق و ولع جام را سرکشیدن. لاجرعه سرکشیدن. (استینگاس): رشک می آید مرا برآنکه در گلشن سلیم ساغری برسرکشد بیهوش گردد همچو گل. محمدقلی سلیم (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «ساغر بر سر کشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر