معنی ساغرجی

معنی ساغرجی

6 بازدید
[ غَ ] (ص نسبی) منسوب است به ساغرج که از قراء سغد است در پنج فرسنگی سمرقند. (انساب سمعانی). رجوع به ساغرج شود.
[ غَ ] (اِخ) احمدبن فرج بن عبدالعزیزبن ابی الهیثم ساغرجی مکنی به ابونصر فقیهی، فاضل بود. وی بسال ۵۷۴ هـ . ق. درگذشت و در گورستان جاکردیزه مدفون گردید. رجوع به انساب سمعانی شود.
[ غَ ] (اِخ) شیخ برهان الدین بن شیخ علاءالدین. از مشایخ تصوف و مرید شیخ نورالدین عبدالرحمن اسفراینی بود. رجوع به فهرست رسالهٔ قندیه چ تهران شود.
[ غَ ] (اِخ) حسن بن علی بن جبرئیل ساغرجی دهقان مکنی به ابواحمد. از محدثان است. رجوع به انساب سمعانی و حسن بن علی بن جبرئیل... در این لغت نامه شود.
[ غَ ی ی ] (اِخ) (شیخ زادهٔ...) اولاد وی بسال ۸۱۲ هـ . ق. در شمار سایر اکابر سمرقند هنگام طغیان امیر شیخ نورالدین و حملهٔ وی بسمرقند آن شهر را مضبوط داشتند. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۵۸۱ شود.
[ غَ ] (اِخ) عباس بن الطیب ساغرجی. از محدثان است. رجوع به انساب سمعانی و عباس بن الطیب در این لغت نامه شود.
[ غَ ] (اِخ) محمدبن حاتم بن سعد ساغرجی سغدی مکنی به ابونصر. از محدثان است. رجوع به انساب سمعانی شود.
[ غَ ] (اِخ) محمودبن احمدبن فرج ساغرجی مکنی به ابوالمحامد شیخ الاسلام سمرقند و مردی فاضل و عارف بود. تولد وی بسال ۴۸۰ هـ . ق. بوده است. رجوع به انساب سمعانی شود.
[ غَ ] (اِخ) نجار ساغرجی از شاعران ملک خاقانیان و از کسانی بود که در خدمت سلطان خضربن ابراهیم [ ظاهراً درحدود ۴۷۲ -۴۸۸ هـ . ق. ] صلتهای گران یافتند و تشریفهای شگرف ستدند. رجوع به چهارمقاله چ معین چ ۱۳۳۴ ص ۹۱ و تعلیقات همان کتاب ص ۱۳۹ شود.
[ غَ ] (اِخ) خواجه یحیی ساغرجی از مشایخ تصوف بوده و مزار وی بر قبرستان جاکردیزه در سمرقند است. رجوع به رسالهٔ قندیه چ تهران ص ۵ شود.
[ غَ ] (اِخ) یوسف بن بختیاربن محمد ساغرجی مکنی به ابویعقوب از علمای قرن پنجم ساکن سمرقند بود و بروز سوم صفر ۵۰۲ هـ . ق. درگذشت. رجوع به انساب سمعانی شود.
[ غَ ] (اِخ) یوسف بن صالح بن محمدبن عبیداللََّه ساغرجی خطیب است. وی بسمرقند درگذشت. رجوع به انساب سمعانی شود.

کلمات هم‌قافیه با «ساغرجی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «جی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید