معنی ساغدة
6 بازدید
[ غِ دَ ] (ع ص) فصال ساغدة، و مسغده؛ بچه های شتر جداکرده از مادران و سیراب از شیر فربه. (شرح قاموس). شترکره های سیرشیر و شیرفربه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). راویة من اللبن سمینة. (اقرب الموارد) (قطر المحیط).
کلمات همقافیه با «ساغدة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر